تبليغاتX
 سمیرا دختر شهمیرزادی
خیلی کم اورده بودم خیلی

دیگه افتاده بودم به چرت گفتن

اما یهویی خدا دوسم داشت

اسمم در اومد که برم خونش

شاید این کارو کرد که خجالت بکشم

من تسلیم

نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 1 توسط سمیرا| |