در طی یکی از دیوانگی های همیشگی ام یهو عشقم کشید که برای اولین بار توی زندگیم یه دروغ درست و حسابی و گنده بگم و اعتراف می کنم که خیلی خوش گذشت خالی بندی هم عالمی داره
تمام دوستای عزیزی که بهتون گفتم نامزد کردم و روز پدر بله برونم بود
خالی بستم خفن
و اعتراف می کنم که واقعا به زور تونستم جلوی خنده ام رو بگیرم
ولی خوب از یه جهت هم ناراحت شدم که این قدر منو نمیشناسید که بدونید چنین کاری به این شکل از من محاله
در هر صورت بابت اینکه این همه پست بودم عذر می خوام
ولی بازم میگم باحال بود
۲ آخ جون خر چاقم اومد
روز جمعه ساز دهنی رد دیدم و صد فیلم همچنان به غافلگیر کردن ما مشغوله
اعتراف می کنم برای چوب خط و دعوا سر آب آتیش گرفتم و
و از این که خودم همه چیز دارم و از سالها پیش تا الان خیلی از بچه ها واسه دوست داشتنی هاشون مجبورن خر شن از خودم و خیلی ها بدم اومد
از این که یه مادر از سر درد نداری باید بزنه بعدش از سر غصه نوازش کنه اعصابم خورد شد
۳ من دلم عمو خسرو می خواد خیلی
اعتراف می کنم هنوز رفتنش رو باور ندارم حتی بعد از این که به ختم و تشییع جنازه رفتم


