چرا می خندی؟جدی میگم
البته خوب این که این توجه فقط از طریق هجوم آوردن بیماریهای مختلف به من
تنهایی مسخره و چندش آور
نامردی و بی معرفتی همه ی دوستان
و انداختن ترس تو جون یه آدم تنها مثل من و سر دو راهی موندن
اعمال میشه کمی دیرهضمه
اما گفتم زشته اگه تشکر نکنم
خدایا شاکرم از اینکه توی سن بیست و دو سالگی
به دیسک کمر دچار شده ام و طی این دو هفته درد مداوم هر بار مثل یک آدم بدبخت و تنها به بیمارستان رفتم
و دیازپام خوردم تا از پله ها بالا و پائین برم برای ریختن پول و گرفتن دارو و در جواب پرستارها بگم که تنهام و همراه ندارم
می دونی خدا تنهائی یه کوچولو برام ترسناک شده حتی ترسناک تر از اینکه وقتی میرم پیش دکترم بیمار ها همه پیرمرد و پیرزن هستند
شد
فکر نمی کردم که بشه اما شده
و منی که همیشه دم از تنهایی و کیفش می زدم یک کوچولو کم آوردم
ببخشید خدا
شرمنده که غر زدم
سر خم می کنم برای این همه لطف و توجه
فعلا دیازپام هام رو می خورم تا گیج شم و این همه لطف رو نبینم تا خودت چی بخوای
می بوسمت جیگر


